الشيخ أبو الفتوح الرازي

292

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و چون بيايند به تو آنان كه بگرويدند به حجّتهاى ( 1 ) ما بگو سلام بر شما باد بنوشت ( 2 ) خداى شما بر خود بخشايش تا هر كه كند از شما بدى بنادانى پس توبه كند از پس آن و نيكويى كند ( 3 ) او آمرزنده و بخشاينده است . و همچنين جدا كرديم ( 4 ) آيات را تا پيدا شود راه گناهكاران . بگوى كه مرا نهى كردند كه پرستم آنان را كه مىخوانى شما بجز خدا ، بگوى كه پسر وى نمىكنم هواى شما كه گمراه شوم ( 5 ) آنگاه و نباشم از راه يابندگان ( 6 ) . بگو من كه به حجّتام ( 7 ) از خدايم و دروغ داشتى به آن ، نيست نزد من آنچه شتاب مىكنيد به آن ، نيست حكم مگر خداى را ، حكم كند بدرستى و او بهترين حكم كنندگان است . بگو اگر به نزديك من بودى آنچه شما به آن شتاب مىكنى ، برگذارند ( 8 ) كار ميان من و شما و خدا داناست به ستمكاران . قوله : * ( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّه سَمْعَكُمْ وَأَبْصارَكُمْ ) * . حق تعالى به اين آيت حجّت انگيخت بر كافران ، مىگويد : بگو اى محمّد اين كافران را بينى ( 9 ) شما كه اگر

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز بم : آيتهاى . ( 2 ) . آج ، لب : فرض كرده . ( 3 ) . مج ، وز ، مت ، لت : مصلح شود . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت : تفصيل دهيم ، آج ، لب : تميز كردن . ( 5 ) . اساس : شوى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : راه يافته‌گان . ( 7 ) . مج ، وز ، مت ، لت : بر حجّتم . ( 8 ) . مج ، مت : گذارنده شدى ، وز : گزارنده شدى ، بم : برگذارنده كار شدى ، آج ، لب : گذارده شدى ، آف : برگزارنده كار شدى ، لت : تا گزارند ، آن : برگدارنده . ( 9 ) . مج ، وز : نه بينى ، مت : به نبينيد ، آج ، لب : ببينيد ، آف : بينيد .